تحقیق زبان بدن یا تن گفتاری چیست؟

تحقیق زبان بدن یا تن گفتاری چیست؟

تحقیق-زبان-بدن-یا-تن-گفتاری-چیست؟ زبان بدنمقدمه. 9علائم منفـي زبـان رفتـار: 12دست دادن بسیار محكم: 15دست دادن با هر دو دست: 15حركت انگشت: 16دستهای پـنهان: 16دستها به روی زانو: 16مناره كردن انگشتان: 16مشت پوشیده شده با دست باز: 16پرتاب دست: 16قلاب كردن دستها پشت سر: 17بازی كردن با حلقه ازدواج: 17تكان بیقرار دستها: 17دست زدن به كراوات: 17دست كشیدن در میان موها: 17تكان دادن پاها: 17انداختن پاها روی هم در ناحیه زانو: 18قوزك پا روی زانو: 18انداختن پا روی هم در ناحیه قوزك: 18به هم پیچیدن پاها: 18قفل كردن پاها: 18دست ها 19خم كردن بازوها: 19دستها به پشت: 19دستها به جلو: 19دستهای قلاب شده: 19دستهای تا شده: 19دراز كردن دست : 19دست به كمر بودن: 20شانه بالا انداختن: 20راست قامت ایستادن: 20گامهای كوتاه-بلند: 20احوالپرسی دوستانه: 20رویارویی نزدیك: 20بی رغبتی: 21گرفتن گردن: 21بی قراری(وول خوردن.. 21كشیدن شلوار: 21به دیوار تكیه زدن: 21ارتباط نزدیك: 21نزاع: 22تعظیم كردن: 22زبان بدن (موی سر. 22سخـن آخـر : 26   زبان بدن چه تاثیری بر روی اعتماد به نفس شما می‌گذارد؟. 27چند ترفند عالی برای اینکه بتوانیم زبان بدن دیگران را بخوانیم.. 28فریبندگی، همیشه هم بد نیست… 28درخواست من: نیت‌های خوب داشته باشید. 29زبان بدن چه تاثیری بر روی اعتماد به نفس شما می‌گذارد؟. 29بخش ۱: نگرش و زبان بدن.. 29احساس امنیت کنید و از خود اطمینان نشان دهید. 29همه دوست هستند، مگر غیر از این ثابت شود. 30همه لایق احترام هستند، مگر غیر از این ثابت شود. 30همه را دوست بدارید، مگر ثابت شود لیاقتش را ندارند. 30چطور تنفر از دیگران را کنار بگذاریم.. 30همیشه به این فکر کنید که چه کاری می‌توانید برای دیگران انجام دهید. 31بخش ۲: حالت بدن.. 31صاف اما راحت بایستید. 31صاف بنشینید، اما خشک نباشید. 32اهمیت زبان بدن در مصاحبه‌ شغلی.. 32همیشه در بخش میانی بدن‌تان کمی کشش داشته باشید. 32پاهایتان را به عرض لگن از هم جدا کنید. 33بخش ۳: وارد شدن به یک اتاق.. 33طوری لبخند بزنید که خوشحالی‌تان را از بودن در آن جمع نشان دهد. 33با حاضران سلام و احوالپرسی کنید. 33ابراز احساسات؛ چگونه احساسات‌مان را به درستی بیان کنیم.. 34برای دوستان (فرضی) دست تکان دهید. 35بخش ۴: آداب دست دادن.. 36محکم و در عین حال آرام دست دهید. 36هنگام دست دادن ارتباط چشمی برقرار کنید. 36طوری لبخند بزنید گویی دیدن آنها روز خوبی را برای شما رقم زده است… 36چرا یادگیری زبان بدن برای مدیرها اهمیت دارد؟. 37بخش ۵: موضع‌گیری بدنی.. 37موضع گیری باز داشته باشید. 37زاویه بدن‌ خود را به سمت فردی که با او صحبت می‌کنید تنظیم کنید. 37به اشیاء تکیه ندهید. 37وقتی به چیزی تکیه می‌دهید، حالت بدن را فراموش نکنید. 37بخش ۶: صورت… 38از صورت خُنثای خود چهره‌ا‌ی شاد را به نمایش بگذارید. 38تماس چشمی را ناگهان قطع نکنید. 38چگونه لبخند بزنیم.. 39۱۰ عادت زبان بدن برای افزایش کاریزما 39تکنیک‌ها و عادات… 39کارهای طرف مقابل را قرینه کنید. 39حرکات قرینه‌ای.. 40چگونه کارت ویزیت خود را ارایه دهیم؟. 41گزیدن لب ها به چه معناست؟. 46علایم چشم در رفتارهای روزانه (بخش اول) 47در دست گرفتن مچ، ساعد، بازو 47زبان بدن فروشنده چه تاثیری دارد؟. 48تماس چشمی در کشورهای شرق آسیا چگونه است؟. 49بازاریابی مدرن و زبان بدن.. 50زبان بدن ‘ حالات مختلف کف دست’ به چه معناست؟. 51۱. دید حاشیه ای گسترده تر زنان.. 53۲.دست و پای ضربدری.. 53۳. سه کاربرد کلی زبان بدن.. 53۴. شش حالت چهره ( زبان صورت… 53۵. سرتان را کج کنید. 53۶. چرا این قدر پلک می زنید؟. 54۷. خودتان را بغل کنید. 54۸. لبخند دوشن یادتان نرود. 54۹. مردان دو شاخه می ایستند. 55۱۰. بله! با بدن تان اطلاعات را منتقل می کنید. 55۱۱. زنان از هم تقلید می کنند. 55۱۲. چرا پاهایتان را باز می کنید. 55۱۳. خنده ی زنان نشانه ی مجذوب شدن است… 55۱۴. چرا پنجه به پنجه اید و چرا نیستید. 55۱۵. ارتباط چشمی: مردانه ، پرخاشگرانه، یا……. 56۱۶. وارث اجداد میمون مان هستیم.. 56۱۷. دارید واکنش گریز نشان می دهید. 56۱۸. می خواهید دست دیگران را بو کنید. 56۱۹. چرا چشمتان را می بندید. 56۲۰. دارید به خودتان آرامش می دهید. 56۲۱. بله! معذب هستید. 57۲۲. چرا گردن تان را لمس و نوازش می کنید. 57۲۳. با گردن تان استرس تان را دور می کنید. 57۲۴. با «شبه پاکسازی پا» به آرامش می رسید. 57۲۵. با گردش هوا خودتان را آرام می کنید. 57۲۶. هشت زبان بدن دروغگویان.. 58۲۷. زنان با کیف پول حرف می زنند. 58۲۸. نشانه ی صلیب است… 58۲۹. بی حرکت داستان می گویید. 58۳۰. اولین کتاب زبان بدن.. 58۳۱. شق و رق ایستادن نشانه ی باروری است… 58۳۲. چرا فضای بیشتری اشغال می کنید. 58۳۳. چرا حرکات پا را تقلید می کنید. 59۳۶. چرا ناگهان پای تان تکان خورد. 59۳۷. ستون کردن دست ها زیر چانه عاشقانه است… 59۳۸. چرا ناگهان دست به سینه شدید. 60۳۹. با پاهای باز سلطه جویی می کنید. 60۳۱ راه برای درک زبان‌ بدن زنان.. 60۴۰. چرا سینه تان را باد یا عریان کردید. 60۴۱. چرا شانه بالا می اندازند. 60۴۲. با دستان به کمر دورشان می کنید. 60۴۳.با دستان به کمر قدرت طلبی می کنید. 61۴۴. چرا این بار به این صورت دست به کمر شدید. 61۴۵. چرا دستانش در کمبرندش بود. 61۴۶. چرا به جشمام زل زده بود. 61۴۷. چرا دستشانش را پشت سرش قفل کرده بود. 61۴۸. آن نوک انگشتان روی میز به چه معنی است… 61۴۹. بازوی اش را لمس کن.. 61۵۰. کی باید با لب های پر نفس تان را بیرون دهید. 62۵۱. چرا انگشتان تان دو دست اش را روی هم قرار داده یود. 62۵۲. دست های تان را فشار ندهید. 62۵۳. منظور از آن انگشتان شصت چه بود. 63۵۴. کودکان نابینا هم زبان چشم دارند. 63۵۵. انگشتان شصت تان را در جیب تان پنهان نکنید. 63۵۶. چرا مج دستش را بیرون انداخته بود. 63۵۷. اگر زبان بدن ندارد دارد دروغ می گوید. 64۵۸. چرا آن حرکات ریز را داشت… 64۵۹. بدن تان قبل از مغزتان واکنش نشان می دهد. 64۶۰. کافی است لبخند بزنید. 64۶۱. گردنش چه می گفت… 64۶۲. چرا چپ جپ نگاه می کند. 64۷ راز قدرتمند زبان‌ بدن برای رسیدن به موفقیت… 64۶۳. ژست قدرت بگیرید. 65۶۴. بدن برتر از صورت آمد پدید. 65۶۵. از شصتت درست استفاده کن.. 65۶۶. مردمک چشم تان حرف می زند. 65۶۷. چرا منجمد شده بود. 65۶۸. چرا سر به زیر داشت… 66۶۹. بدن تان را هم سو و آینه کنید. 66۷۰. نابیناها هم با بدن حرف می زنند. 66۷۱. زبان بدن گشاده رو داشته باشید. 66۷۲. محکم بایستید. 66۷۳. چرا انگلیسی ها تماس بدنی ندارند. 66۷۴. آرنج تان را خم نکنید. 67۷۵. با انگشت اشاره نروید. 67۷۶. بیشتر با صورت حرف می زنید تا با دهان.. 67۷۷. زبان بدن موثرترین است… 67۷۸. کف دست تان را نشان بدهید. 67۷۹. با خنده هشدار می دهید. 67۵ ترفند زبان‌ بدن برای بالا بردن اعتماد به نفس…. 67۸۰. زنان زبان بدن را بیشتر تحلیل می کنند. 67۸۱. زنان زبان بدن را بهتر می فهمند. 68۸۲. تکان دادن سر یعنی چه. 68۸۳. گوش ها چه می گویند. 68۸۴. کجا باید بوسید. 68۸۵. پس گردنی نزنید. 69۸۶. چرا تف می کنند. 69۸۸. چرا دستانش را ان قدر تکان می داد. 69۸۹. شصت و انگشت کوچک چه می گویند. 69۹۰. چرا فاصله دارند. 69۹۱. چرا دستان و پاهاش قفل اند. 70۹۳. چرا کمتر می خندید. 70۹۴. سفیدی چشم نگاهتان را لو می دهد. 70۹۵. دارد با چشم عشوه می آید. 71۹۶. به حباب شان وارد نشوید. 71۹۷. اوتیسمی ها زبان بدن نمی دانند. 71بلند بایستید و فضا را بپذیرید. 71وضعیت خود را عریض‌تر کنید. 72تن صدای خود را پایین‌تر آورید. 72جمع‌آوری قدرت را آزمایش کنید. 72به ژست قدرت ضربه بزنید. 72تماس چشمی مثبت را حفظ نمایید. 73با دستان خود صحبت کنید. 73از حالت باز استفاده کنید. 73برج را آزمایش کنید. 73رفتار عصبی خود را کاهش دهید. 74بخندید. لبخند تأثیر قدرتمندی روی ما دارد. 74دست دادن خود را کامل کنید. 74زبان بدن یک مرد و زن عاشق.. 74زبان بدن در روابط عاشقانه. 75خواندن زبان بدن زن و مرد عاشق.. 76زبان بدن افراد عاشق.. 76نشانه های زبان بدن زن و مرد عاشق.. 78منابع.. 80                            مقدمهيكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد.از طرفي خواسته يا ناخواسته در فضايي كه آن را سكوت و خاموشي مي ناميم و با زبان بي زباني تنها با آنچه «body language» يا زبان حركات بدن و اجزاي آن خوانده مي شود، مي تواند به خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه شخصي در حالي كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي دهد، قابل قبول نيست. بنابراين به كارگيري اين ۲ زبان در يك جهت و راستا مي تواند به خوبي در بيان هيجانات، عواطف و احساسات به كار رود. اما در ميان دنياي خاموش و بي زباني، زبان هاي گوياي ديگري هم هستند.زبان بدن شامل دو قسمت است . یکی زبان حرکات بدن و دیگری زبان آرایش و ظاهر بدن :بازکردن دکمه های کت: افرادی که باشما بی ريا وصميمی هستند غالباٌ دکمه های کت خود را باز کرده يا حتی آنرا از تن  در می آورند اما در يک مذاکره  رسمی اينچنين نيست . در اين شرايط افراد زمانی کت خود را در می آورند که امکان دسترسی به توافق وجود داشته باشد , به عبارت ديگر هرقدر هوای اطاق گرم باشد اگر طرفين احساس دسترسی بهتوافق را نداشته باشند کتشان را در نمی آورند.انداختن پاروی پا: در هنگام مذاکرات هر گاه يکی از طرفين يا هر دو ی آنها پاهای خودرا روی هم می اندازند نشانه اين است که وارد مرحله جديدی از مذاکره می شويد , مرحله ايی که امکان تفاهم کمرنگ می شود . اگر انداختن پا روی پای ديگر با گذاشتن دستها در زير بغل  بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخيم تر است و بايد يک فکر جدی برای تغيير وضعيت انجام دهيد تا طرف مقابل از حالت تدافعی خارج شود.کشيدن دست به چانه : اين علامتی از زبان رفتار است که در هنگام تصميم گيری بکار می رود. کشيدن دست به روی چانه معمولا” با حالتی از چهره همراه است که در آن چشم ها کمی  جمع می شود. افرادی ديگر ممکن است در اين حالت لب بالايی را لمس کنند وآنرا بکشند و بعضی مردها  با سبيل يا ريش خود بازی کنند که همگی دليل بر تعمق و ارزيابی است. در بازی شطرنج نيز افرادی که قرار است حرکت بعدی را انجام دهند در بسياری از موارد چنين اشاره ا

دانلود فایل

پاورپوینت اصول خلاقيت و اشتغال زایی فردی

پاورپوینت اصول خلاقيت و اشتغال زایی فردی

پاورپوینت-اصول-خلاقيت-و-اشتغال-زایی-فردیخلاقیت، مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است؛ چیزی که یکی از روان شناسان، به نام گیلفورد، آن را «تفکر واگرا» نامید؛ تفکری که به گونه ای متفاوت از جریان عام فکری جامعه، در حل مسائل، نمود پیدا می کند. Ø راجرز : خلاقيت يعني اظهار وجود و استقلال طلبي و حفظ شخصيت انسان Ø اريك فرم : خلاقيت توانايي ديدن وپاسخ دادن Ø هربرت فوكس : خلاقيت يعني هر نوع تفكري كه مساله اي را به طور مفيد و بديع حل كند . Ø لوتانز : بوجود آوردن تلفيقي از انديشه و رهيافت هاي افراد ويا گروه در يك روش جديد .خلاقیت، یک فرایند ذهنی است که از فرد معینی و در یک زمان مشخص دیده می شود؛ فرآیندی که در نتیجه آن، یک اثر جدید – اعم از ایده یا چیزی نو و متفاوت – تولید می شود. تولید جدید و متفاوت، می تواند کلامی یا غیر کلامی و عینی یا ذهنی باشد.واقعیت این است که تا کنون، روان شناسان و محققان، برداشت های متفاوتی از این واژه داشته و تعاریف متنوعی از آن ارائه کرده اند. وجود چنین اختلاف نظری، ناشی از ماهیت پیچیده آن است. برخی در تعریف خلاقیت، گفته اند: خلاقیت، ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول، به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن، رضایت شخصی و احتمالاً خوشنودی دیگران خواهد بود.. در مطالعه پیرامون خلاقیت، به دو نکته مهم زیر باید توجه داشت:۱٫ اول آن که خلاقیت می تواند خلق اشکال یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، اغلب فکرها و ایده های گذشته، اساس خلاقیت های تازه است.۲٫ دوم این که خلاقیت امری انحصاری است و حاصل تلاش فردی و تنها یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست؛ از این رو، فردی ممکن است چیزی را خلق کند که قبلاً هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد؛ اگر چه آن چیز به صورت های مشابه یا کاملاً یکسان قبلاً توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.به عبارت دیگر، فرد خلاق، تمایل دارد که مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند؛ هر چند در ظاهر، یک راه حل بیشتر برای آن وجود ندارد.با توجه به روشن شدن تعریف خلاقیت، به پاسخ این پرسش می پردازیم که چگونه می توان خلاقیت را توسعه و گسترش داد؛ ولی قبل از آن باید گفت که خلاقیت، امری توسعه پذیر است و همه افراد، از توانایی بالقوه خلاقیت برخوردارند. برای توسعه خلاقیت، به امور زیر توجه کنید:۱٫ از آن جا که خلاقیت، امری فردی و شخصی است و هر کسی متناسب با توانایی های فردی و منحصر به فرد، می تواند به توسعه و گسترش آن اقدام نماید، جهت تقویت این امر، باید به سراغ توانایی های فردی و منحصر به فرد رفت و به ارزیابی آن پرداخت.۲٫ میزان حساسیت در درک مسائل، نقش مهمی در خلاقیت دارد؛ بنابراین، با افزایش و گسترش دقت و حساسیت در درک مسائل، می توان به توسعه خلاقیت فردی کمک کرد.۳٫ بدون شک، آزمایش، تجربه و کنکاش، رابطه مستقیمی با خلاقیت دارند؛ پس برای رشد آن، باید از طریق افزایش تجربه، پژوهش و انجام آزمایش های متنوع و متکثر، اقدام کرد.۴٫ اندیشه تخیلی، یکی از راه های مؤثر در برانگیختن قدرت خلاقیت محسوب می شود؛ زیرا تخیل، نوعی تفکر آزاد است که ضمن آن، ذهن فرد، متوجه حل یک مسئله واقعی، به گونه ای که در عالم خارج وجود دارد، نمی شود؛ بلکه در تخیل، فرد خارج از قیود و هنجارهای موجود، آزادانه آن چه را که تمایل دارد، در ذهن خود تصور می کند. در چنین شرایطی، فرد، هرگز خود را محدود و محبوس در حصار واقعیت ها و امور مشهود و ملموس نمی کند و فارغ البال، هر آن چه را که دلش می خواهد، تصور می کند. یکی از روان شناسان معاصر، به نام هرلاک، خلاقیت را شکلی از تخیل کنترل شده می داند که منجر به نوعی ابداع و نوآوری می شود.از طرف دیگر، یکی از ویژگی های مشترک میان افراد خلاق که مورد قبول همه روان شناسان و محققان این رشته است، وجود قدرت تخیل فوق العاده، در نزد همه کودکان و بزرگ سالان خلاق است.۱۵٫ خلاقیت، با استقلال فکر و اعتماد به نفس همراه است؛۲ از این رو، برای رشد و گسترش خلاقیت، برخورداری از اعتماد به نفس، کاملاً ضروری و لازم است. بنابراین، از طریق رشد و تقویت اعتماد به نفس و بهره گرفتن از روش های متداول و مورد توصیه روان شناسان، می توان به توسعه و رشد خلاقیت فردی پرداخت.۶٫ خلاقیت از طریق بیان احساسات و برداشت های شخصی، غنی تر و عمیق تر می گردد؛ پس می توان با صحبت کردن درباره تجربه ها و تجزیه و تحلیل های شخصی و در میان گذاشتن نقطه نظرات خود با دیگران، به خصوص صاحب نظران و افراد با تجربه، زمینه گسترش و توسعه خلاقیت را فراهم کرد. در بسیاری موارد، بیان، توصیف و گزارش تجربه شخصی، به درک رابطه پدیده ها منجر می شود و رابطه منطقی آنها کشف می شود و همین امر، به یک نوآوری ختم می شود.۷٫ خلاقیت، توسعه آگاهی، توانایی جذب و بهره مندی از همه نعمت های زندگی است.۳ بر اساس آن چه گفته شد، خلاقیت توسعه پذیر است و می توان به کمک بیرون، توانایی درونی فرد را شکوفا کرد. هر فردی با بهره گرفتن از تمام شناخت های قبلی و تمرکز ذهنی داشتن بر آن و تجهیز کردن خود به موتور حرکت و افزایش بعد انگیزشی، خواهد توانست به کشف ویژگی های منحصر به فرد خود اقدام کرده، با در اختیار گرفتن تمام داده ها و نعمت های وجودی، به گسترش این ویژگی بپردازد.بدیهی است که اگر این ویژگی را غیر متأثر از عوامل بیرونی و ارادی بدانیم، هرگز به فکر تعمیق و غنا بخشیدن به آن نخواهیم بود و از آن جا که روان شناسان و متخصصان، این ویژگی را حداقل تا سی سالگی، قابل توسعه و گسترش می دانند، این راهکار، یعنی توسعه آگاهی، توانایی جذب و بهره گیری از تمام امکانات زندگی، نیز مؤثر و کارآمد خواهد بود.مطالعات انجام شده توسط سیسک (۱۹۸۹م.) یکی از روان شناسان حاکی از آن است که اوج خلاقیت در حدود سی سالگی است و پس از آن، در همان حد باقی مانده یا به تدریج کاهش پیدا می کند و به همین خاطر است که توجه به مسئله «آفرینش های ذهنی در دوره کودکی، نوجوانی و جوانی» فوق العاده حائز اهمیت است.۸٫ اوقات فراغت، همواره بستر مناسبی برای خلاقیت هاست. از آن جا که ذهن انسان در اوقات فراغت، به فعالیت موظفی مشغول نیست، انسان می تواند فارغ از قالب های از پیش طراحی شده، پیرامون مسائل مورد علاقه، فعالیت داشته باشد. انسان در اوقات فراغت، می تواند با طیب خاطر و آزادانه اندیشه نموده، در حل مسائلی که در حوزه شناختی او مطرح هستند، از تفکر واگرا بهره گیرد؛ همان تفکر واگرا یا خلاقی که خمیرمایه نوآوری ها و اختراعات بشری است.تحقیقات انجام شده در زمینه ویژگی های افراد خلاق توسط سیسک (۱۹۸۵م.)، نشان می دهد که آنان علاوه بر این که از هوشی سرشار، صداقت، صراحت و انعطاف پذیری برخوردار هستند، از اوقات فراغت خود حداکثر بهره را گرفته، با آزاداندیشی و تفکر واگرا، مسائل مختلف را بررسی می کنند و به راه حل های نو دست می یابند.در واقع، وجود فشار زمان یا فشار وقت در زندگی روزمره، خود زمینه ساز تنش و اضطراب فزاینده است. بدیهی است که وجود اضطراب شدید نیز از آفات تفکر مولد و خلاق است.برای اطلاعات بیشتر از ویژگی های انسان های خلاق، به کتاب «آموزش و پرورش کودکان استثنایی»، نوشته دکتر غلامعلی افروز، از انتشارات دانشگاه تهران، مراجعه کنید.۳٫ همان.آفرینندگی یا آفرینشگری یا خلاقیت، مهم‌ترین و اساسی‌ترین قابلیت و توانایی انسان و بنیادی‌ترین عامل ایجاد ارزش است که در همهخلاقیت، یک فرایند ذهنی است که از فرد معینی و در یک زمان مشخص دیده می شود؛ فرآیندی که در نتیجه آن، یک اثر جدید – اعم از ایده یا چیزی نو و متفاوت – تولید می شود. تولید جدید و متفاوت، می تواند کلامی یا غیر کلامی و عینی یا ذهنی باشد.واقعیت این است که تا کنون، روان شناسان و محققان، برداشت های متفاوتی از این واژه داشته و تعاریف متنوعی از آن ارائه کرده اند. وجود چنین اختلاف نظری، ناشی از ماهیت پیچیده آن است. برخی در تعریف خلاقیت، گفته اند: خلاقیت، ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول، به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن، رضایت شخصی و احتمالاً خوشنودی دیگران خواهد بود.. در مطالعه پیرامون خلاقیت، به دو نکته مهم زیر باید توجه داشت:۱٫ اول آن که خلاقیت می تواند خلق اشکال یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، اغلب فکرها و ایده های گذشته، اساس خلاقیت های تازه است.۲٫ دوم این که خلاقیت امری انحصاری است و حاصل تلاش فردی و تنها یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست؛ از این رو، فردی ممکن است چیزی را خلق کند که قبلاً هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد؛ اگر چه آن چیز به صورت های مشابه یا کاملاً یکسان قبلاً توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.به عبارت دیگر، فرد خلاق، تمایل دارد که مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند؛ هر چند در ظاهر، یک راه حل بیشتر برای آن وجود ندارد.با توجه به روشن شدن تعریف خلاقیت، به پاسخ این پرسش می پردازیم که چگونه می توان خلاقیت را توسعه و گسترش داد؛ ولی قبل از آن باید گفت که خلاقیت، امری توسعه پذیر است و همه افراد، از توانایی بالقوه خلاقیت برخوردارند. برای توسعه خلاقیت، به امور زیر توجه کنید:۱٫ از آن جا که خلاقیت، امری فردی و شخصی است و هر کسی متناسب با توانایی های فردی و منحصر به فرد، می تواند به توسعه و گسترش آن اقدام نماید، جهت تقویت این امر، باید به سراغ توانایی های فردی و منحصر به فرد رفت و به ارزیابی آن پرداخت.۲٫ میزان حساسیت در درک مسائل، نقش مهمی در خلاقیت دارد؛ بنابراین، با افزایش و گسترش دقت و حساسیت در درک مسائل، می توان به توسعه خلاقیت فردی کمک کرد.۳٫ بدون شک، آزمایش، تجربه و کنکاش، رابطه مستقیمی با خلاقیت دارند؛ پس برای رشد آن، باید از طریق افزایش تجربه، پژوهش و انجام آزمایش های متنوع و متکثر، اقدام کرد.۴٫ اندیشه تخیلی، یکی از راه های مؤثر در برانگیختن قدرت خلاقیت محسوب می شود؛ زیرا تخیل، نوعی تفکر آزاد است که ضمن آن، ذهن فرد، متوجه حل یک مسئله واقعی، به گونه ای که در عالم خارج وجود دارد، نمی شود؛ بلکه در تخیل، فرد خارج از قیود و هنجارهای موجود، آزادانه آن چه را که تمایل دارد، در ذهن خود تصور می کند. در چنین شرایطی، فرد، هرگز خود را محدود و محبوس در حصار واقعیت ها و امور مشهود و ملموس نمی کند و فارغ البال، هر آن چه را که دلش می خواهد، تصور می کند. یکی از روان شناسان معاصر، به نام هرلاک، خلاقیت را شکلی از تخیل کنترل شده می داند که منجر به نوعی ابداع و نوآوری می شود.از طرف دیگر، یکی از ویژگی های مشترک میان افراد خلاق که مورد قبول همه روان شناسان و محققان این رشته است، وجود قدرت تخیل فوق العاده، در نزد همه کودکان و بزرگ سالان خلاق است.۱۵٫ خلاقیت، با استقلال فکر و اعتماد به نفس همراه است؛۲ از این رو، برای رشد و گسترش خلاقیت، برخورداری از اعتماد به نفس، کاملاً ضروری و لازم است. بنابراین، از طریق رشد و تقویت اعتماد به نفس و بهره گرفتن از روش های متداول و مورد توصیه روان شناسان، می توان به توسعه و رشد خلاقیت فردی پرداخت.۶٫ خلاقیت از طریق بیان احساسات و برداشت های شخصی، غنی تر و عمیق تر می گردد؛ پس می توان با صحبت کردن درباره تجربه ها و تجزیه و تحلیل های شخصی و در میان گذاشتن نقطه نظرات خود با دیگران، به خصوص صاحب نظران و افراد با تجربه، زمینه گسترش و توسعه خلاقیت را فراهم کرد. در بسیاری موارد، بیان، توصیف و گزارش تجربه شخصی، به درک رابطه پدیده ها منجر می شود و رابطه منطقی آنها کشف می شود و همین امر، به یک نوآوری ختم می شود.۷٫ خلاقیت، توسعه آگاهی، توانایی جذب و بهره مندی از همه نعمت های زندگی است.۳ بر اساس آن چه گفته شد، خلاقیت توسعه پذیر است و می توان به کمک بیرون، توانایی درونی فرد را شکوفا کرد. هر فردی با بهره گرفتن از تمام شناخت های قبلی و تمرکز ذهنی داشتن بر آن و تجهیز کردن خود به موتور حرکت و افزایش بعد انگیزشی، خواهد توانست به کشف ویژگی های منحصر به فرد خود اقدام کرده، با در اختیار گرفتن تمام داده ها و نعمت های وجودی، به گسترش این ویژگی بپردازد.بدیهی است که اگر این ویژگی را غیر متأثر از عوامل بیرونی و ارادی بدانیم، هرگز به فکر تعمیق و غنا بخشیدن به آن نخواهیم بود و از آن جا که روان شناسان و متخصصان، این ویژگی را حداقل تا سی سالگی، قابل توسعه و گسترش می دانند، این راهکار، یعنی توسعه آگاهی، توانایی جذب و بهره گیری از تمام امکانات زندگی، نیز مؤثر و کارآمد خواهد بود.مطالعات انجام شده توسط سیسک (۱۹۸۹م.) یکی از روان شناسان حاکی از آن است که اوج خلاقیت در حدود سی سالگی است و پس از آن، در همان حد باقی مانده یا به تدریج کاهش پیدا می کند و به همین خاطر است که توجه به مسئله «آفرینش های ذهنی در دوره کودکی، نوجوانی و جوانی» فوق العاده حائز اهمیت است.۸٫ اوقات فراغت، همواره بستر مناسبی برای خلاقیت هاست. از آن جا که ذهن انسان در اوقات فراغت، به فعالیت موظفی مشغول نیست، انسان می تواند فارغ از قالب های از پیش طراحی شده، پیرامون مسائل مورد علاقه، فعالیت داشته باشد. انسان در اوقات فراغت، می تواند با طیب خاطر و آزادانه اندیشه نموده، در حل مسائلی که در حوزه شناختی او مطرح هستند، از تفکر واگرا بهره گیرد؛ همان تفکر واگرا یا خلاقی که خمیرمایه نوآوری ها و اختراعات بشری است.تحقیقات انجام شده در زمینه ویژگی های افراد خلاق توسط سیسک (۱۹۸۵م.)، نشان می دهد که آنان علاوه بر این که از هوشی سرشار، صداقت، صراحت و انعطاف پذیری برخوردار هستند، از اوقات فراغت خود حداکثر بهره را گرفته، با آزاداندیشی و تفکر واگرا، مسائل مختلف را بررسی می کنند و به راه حل های نو دست می یابند.در واقع، وجود فشار زمان یا فشار وقت در زندگی روزمره، خود زمینه ساز تنش و اضطراب فزاینده است. بدیهی است که وجود اضطراب شدید نیز از آفات تفکر مولد و خلاق است.برای اطلاعات بیشتر از ویژگی های انسان های خلاق، به کتاب «آموزش و پرورش کودکان استثنایی»، نوشته دکتر غلامعلی افروز، از انتشارات دانشگاه تهران، مراجعه کنید.همان.آفرینندگییاآفرینشگری یا خلاقیت، مهم‌ترین و اساسی‌ترین قابلیت و توانایی انسان و بنیادی‌ترین عامل ایجاد ارزش است که در همهٔ ابعاد و جوانب زندگی وی نقش کاملاً حیاتی ایفا می‌کند. خلاقیت و نوآوری از والاترین ویژگی‌های انسان است. همهٔ علوم، تولیدات، فناوری‌ها، صنایع، ابداعات، اختراعات، هنرها، ادبیات، موسیقی، معماری و به طور کلی اساس انواع تمدن‌ها از ابتدا تاکنون و کلیهٔ دستاوردهای بشری، جلوه‌های گوناگونِ خلاقیت و نوآوری است. تمدن انسانی و زندگی وی بدون خلاقیت امکان‌پذیر نیست.تعریف خلاقیتخلاقیت مفهومی است که تعریف‌های آن در طول زمان تغییراتی کرده‌است و پژوهشگران مختلف تعاریف متعددی برای آن ارائه نموده‌اند که البته اشتراک معنایی زیادی دارند.به عنوان مثال تورنس، خلاقیت را به عنوان نوعی مسئله‌گشایی مد نظر قرار داده‌است. به نظر وی تفکرِ خلاقِ مختصر عبارتست از فرایند حس کردن مسائل یا کاستی‌های موجود در اطلاعات، فرضیه‌سازی دربارهٔ حل مسائل و رفع کاستی‌ها، ارزیابی و آزمودن فرضیهها، بازنگری و بازآزمایی آن‌ها و سرانجام انتقال نتایج به دیگران. حمید رجایی خلاقیت را مهارت ذهنی برای تولید ایده تازه می‌داند. همچنین می‌گوید حدس موتور محرکه خلاقیت و علوم است.  خلاقیت شامل تولید چیزی است که هم اصیل و هم ارزشمند باشد و نشأت گرفته از فرایندهای خودآگاه و ناخودآگاه انسان می‌باشد. البته برخی هم معتقدند جان مایه خلاقیت تولید یک ایده است و ارزشمندی امری افزون شده است که در زمینه‌هایی دیگر مانند ارزشمند بودن از نظر تجاری سازی، فرهنگ، علم، فناوری و سایر زمینه‌ها مطرح می‌شود. اما به لحاظ روانشناختی، توانایی (به مثابه یک مهارت تقریباً قوام یافته) نوفهمی و ساخت ایده نو و تازه، تمام جوهر خلاقیت است. از دیدگاه یک دیدگاه علمی محصولات تفکر خلاق گاهی اوقات به تفکر واگرا ارجاع داده می‌شود. همانند دیگر پدیده‌ها در علم یک دیدگاه یا تعریف یگانه از خلاقیت وجود ندارد و به طور متنوع به موارد زیر منسوب شده‌است: فرایند شناختی، محیطی اجتماعی، ویژگی فردی، شانس و همچنین مواردی مانند نبوغ، بیماری‌های روانی و شوخ‌طبعی پیوند داده شده‌است.تعریف مناسب دیگر فرایند فرضیات شکسته است تفکرات خلاق زمانی تولید می‌شود که شخص پیش‌فرض‌ها را کنار گذاشته و یک دیدگاه جدیدی را جستجو کند که دیگران به آن نپرداخته‌اند. خلاقیت نیاز به حضور همزمان تعدادی از ویژگی‌ها از قبیل هوش، پشتکار، غیرمتعارف بودن و توانایی تفکر به سبکی خاص دارد. خلاقیت، خودکار و بدون زحمت و تلاش است و غالباً همچون تصورات ذهنی خودانگیخته به وجود می‌آید. برای آن مراحلی توسط هلم هولتز و والاس پیشنهاد شده‌است: ۱-آمادگی ۲-دوره نهفتگی ۳-الهام ۴-تحقق.فرایند خلاقیتبعد از تعریف خلاقیت و درک چیستی آن، می‌بایستی با فرایندی که برای دستیابی به راه حل‌های خلاقانه طی می‌شود، آشنا شویم. فرایند حل خلاقانه مسائل، دارای الگویی شش مرحله‌ای است.مرحله اول: حقیقت یابیحقیقت یابی شامل گام‌های زیر است

دانلود فایل