پایان نامه ارتباط سبک های یادگیری و راهبردهای تنظیم هیجانی با اضطراب امتحان ریاضی در دانش آموزان

پایان نامه ارتباط سبک های یادگیری و راهبردهای تنظیم هیجانی با اضطراب امتحان ریاضی در دانش آموزان

پایان-نامه-ارتباط-سبک-های-یادگیری-و-راهبردهای-تنظیم-هیجانی-با-اضطراب-امتحان-ریاضی-در-دانش-آموزانارتباط سبک های یادگیری و راهبردهای تنظیم هیجانی با اضطراب امتحان ریاضی در دانش آموزان توجه نمایید این پایان نامه کامل می باشد و به همراه پروپوزال و پرسشنامه است و فرمت آن نیز ورد می باشد. چکیدههدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین راهبردهای تنظیم هیجانی و سبک های یادگیری با اضطراب امتحان ریاضی در بین دانش آموزانبود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پایه نهم شهرستان گرمه در سال تحصیلی ۹۵-۱۳۹۴ بودند. نمونه ی پژوهش شامل ۱۶۰ نفر از دانش آموزان بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. ابزار این پژوهش شامل مقیاس اضطراب امتحان ریاضی پلیک و بارکر (۱۹۸۲)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجانی گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱) و پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (۱۹۸۲) بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی؛ میانگین، انحراف معیار و نمودار و آمار استنباطی؛ آزمون کالموگروف- اسمیرنوف، تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار «بستۀ آماری برای علوم اجتماعی؛ SPSS» نسخه ۱۶ صورت پذیرفت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که راهبرد تنظیم هیجانی و سبک های یادگیری قادر به پیش بینی و تبیین معنادار اضطراب امتحان ریاضی در بین دانش آموزان هستند (۰۱/۰>P). نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد  که بین راهبرد تنظیم هیجانی سازگارانه و سبک های یادگیری همگرا و جذب کننده با اضطراب امتحان ریاضی ارتباط و همبستگی منفی و معناداری در بین دانش آموزان وجود دارد (۰۰۱/۰>P). نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد  که بین راهبردهای تنظیم هیجانی ناسازگارانه و سبک  یادگیری انطباقی با اضطراب امتحان ریاضی ارتباط و همبستگی مثبت و معناداری در بین دانش آموزان وجود دارد (۰۴/۰>P). با توجه به نقش معنادار راهبردهای تنظیم هیجانی و سبک های یادگیری در پیش بینی اضطراب امتحان ریاضی در دانش آموزان می توان پیشنهاد داد که روانشناسان مدرسه و متخصصین بالینی بر اساس نتایج چنین مطالعاتی به طراحی کارآزمایی های بالینی مناسب و یا اصلاح مداخله های موجود اقدام نمایند.واژه های کلیدی: اضطراب امتحان ریاضی، راهبردهای تنظیم هیجانی، سبک های یادگیری، دانش آموزان.   فهرست مطالبچکيده ۱فصل اول- کليات تحقيق۱-۱) ۱-۱- مقدمه ۳۱-۲-بيان مساله ۴۱-۳- اهميت و ضرورت پژوهش ۸۱-۴- اهداف تحقيق ۹۱-۴-۱- هدف کلی ۹۱-۴-۲- اهداف جزیی ۹۱-۵- فرضيات تحقيق ۱۰۱-۵-۱- فرضیه کلی ۱۰۱-۵-۲- فرضیات جزیی ۱۰۱-۶- متغيرهاي پژوهش ۱۰۱-۷- تعاریف متغیرها ۱۰۱-۷-۱- تعاريف نظري ۱۰۱-۷-۲- تعاريف عملياتي ۱۰فصل دوم: ادبیات تحقیق۲-۱- اضطراب امتحان ریاضی ۱۴۲-۱-۱- شیوع اضطراب امتحان ریاضی ۱۵۲-۱-۲- شدت علایم اضطراب امتحان ریاضی   162-1-3- علل اضطراب امتحان ریاضی ۱۶۲-۱-۴- عوامل انگیزشی موثر در اضطراب امتحان ریاضی ۱۹۲-۱-۵- سبک های یادگیری ریاضی موثر در اضطراب امتحان ریاضی ۲۰۲-۱-۵-۱- سبک یادگیری کمی ۲۱۲-۱-۵-۲- سیک یادگیری کیفی ۲۱۲-۱-۶- ابعاد و عوامل تشکیل دهنده اضطراب امتحان ریاضی ۲۲۲-۱-۷- درمان اضطراب امتحان ریاضی ۲۳۲-۲- راهبردهای تنظیم هیجانی ۲۴۲-۲-۱- مدل فرايند تنظيم هيجاني گراس ۲۷۲-۲-۲- نقش شناخت در راهبردهای تنظیم هیجانی ۲۸۲-۲-۳- ابعاد تنظيم شناختي هيجان ۲۹۲-۲-۴- رابطه راهبردهای تنظيم هيجان و اختلال های اضطرابي همچون اضطراب امتحان ریاضی ۳۰۲-۲-۵- رویکردهای درمانی در مشکلات هیجانی از طریق آموزش تنظیم هیجانی ۳۳۲-۲-۶- اصلاح راهبردهای تنظیم هیجانی ازطریق مدل گراس ۳۴۲-۲-۷- راهبردهای تنظیم هیجانی سازگارانه و ناسازگارانه ۴۲۲-۳- سبک های یادگیری ۴۳۲-۳-۱- انواع سبک های یادگیری ۴۴۲-۳-۱-۱- سبک های یادگیری شناختی ۴۴۲-۳-۱-۲- سبک های یادگیری کلب (همگرا، واگرا، انطباقی و جذب کننده) ۴۸۲-۳-۳- چگونگی برخورد معلم با یادگیرندگان دارای سبک های مختلف ۵۳۲-۳-۴- مولفه های سبک های یادگیری ۵۵۲-۳-۴- ارتباط کلی بین راهبردهای تنظیم هیجانی و سبک های یادگیری با اضطراب امتحان ریاضی ۵۷۲-۴- پیشینه تحقیق ۵۷۲-۴-۱- پیشینه پژوهشی در داخل کشور ۵۷۲-۴-۲- پیشینه پژوهشی در خارج از کشور ۵۸فصل سوم: روش اجرای تحقیق۳-۱- روش تحقیق ۶۲۳-۲- جامعه آماري ۶۲۳-۳- نمونه و روش نمونه گيري ۶۲۳-۴- ابزار جمع آوري داده ها ۶۳۳-۵- روش اجرا ۶۵۳-۶- روش تجزيه تحليل آماري ۶۵فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها۴-۱-تجزیه و تحلیل توصيفی داده ها ۶۸۴-۲- تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها ۷۰فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري۵-۱- بحث و نتيجه گيري ۷۹۵-۲- محدودیت های تحقیق  845-3- پیشنهادهای پژوهشی ۸۴۵-۳-۱- پيشنهادهای اجرایی ۸۵منابعالف) منابع فارسي ۸۶ب) منابع لاتین ۸۸پیوست ۹۳ فهرست جداول۴-۱- ویژگیهای توصیفی متغیرهای مورد بررسی در پژوهش ۶۸۴-۲- نتایج آزمون کالموگروف- اسمیرنوف ۶۹۴-۳- مقادیر عددی آزمون دوربین/ واتسن، دامنه ضریب تحمل و عامل تورم واریانس برای بررسی استقلال خطاها و فرضیه هم خطی واریانس ۷۲۴-۴- خلاصه مدل رگرسيون به روش ورود براي پيش بيني اضطراب امتحان ریاضی بر اساس سبکهای یادگیری و راهبردهای تنظیم هیجانی ۷۲۴-۵- نتايج آزمون آنوا براي پيش بيني اضطراب امتحان ریاضی بر اساس راهبردهای تنظیم هیجانی و سبکهای یادگیری ۷۳۴-۶- ضرايب رگرسيون براي پيش بيني اضطراب امتحان ریاضی بر اساس راهبردهای تنظیم هیجانی و سبکهای یادگیری ۷۴۴-۷- بررسی ارتباط بین اضطراب امتحان ریاضی با سبکهای یادگیری ۷۵۴- ۸- بررسی ارتباط بین اضطراب امتحان ریاضی با راهبردهای تنظیم هیجانی ۷۶۴-۹- بررسی ارتباط بین راهبردهای نُه گانه تنظیم هیجانی با اضطراب ریاضی ۷۶ فهرست اشکال و نمودارهاشکل ۲-۱- رابطه تنظيم هيجان و شش خرده رشته روانشناسي ۲۸شکل ۲-۲- پنج خانواده از فرایندهای نظم جویی هیجان مطابق با مدل کیفیت تولید هیجان ۳۴نمودار ۲-۱- چرخه یادگیری کلب ۵۵نمودار ۲-۲- سبک های یادگیری کلب و فرای ۵۵نمودار ۴-۱- میانگین متغیرهای مورد بررسی در پژوهش ۶۹شکل ۴-۱- نمودار هیستوگرام نرمال بودن باقیمانده ها ۷۰شکل ۴-۲- نمودار P-P براي بررسي پس ماند رگرسيون بر اساس اضطراب امتحان ریاضی ۷۱

دانلود فایل

تحقیق در مورد فلسفه روانشناسی

تحقیق در مورد فلسفه روانشناسی

تحقیق-در-مورد-فلسفه-روانشناسی« فهرست مطالب »عنـــــــوانصفحهمقدّمه۱تاریخروان شناسی۲عواملمؤثر در شکل گیری روان شناسی علمی۳فلسفه روانشانسی۴فلسفه‌ روانشناسي در قرنبيستم۸از رفتارگرايي تا شناخت‌گرايي۹رفتارگرايي منطقي۱۰رفتارگرايي روانشناختي۱۱نوام چامسکي و ظهورشناخت‌گرايي۱۳فطري‌گرايي۱۵ماهيتفطري‌گرايي۱۵مسائليدرباره‌ مفهوم فطريت۱۷انعطاف‌پذيري ماهيت انسان۱۹نتیجه گیری۲۱منابع۲۲ مقدّمهدر روزگاری نه چندان دور، که مطالعه سرشت انسان تنها در قلمرو فلسفه ممکن بود، روان شناسی نیز مانند بسیاری از رشته های علمی دیگر، از اعضای خانواده فلسفه به حساب می آمد، اما از قرن ۱۷ و پس از آن که زمینه برای رشد دانش تجربی گسترده شدوتخصص هاپدیدآمدند،رشته های گوناگون علمی یکی پس از دیگری مشغول نزاع با فلسفه و تلاش برای جدایی از آن گشتند و آخرین مبحثی که از فلسفه جدا شد، روان شناسی در نیمه قرن نوزدهم بود. در نگاه اولیه، روان شناسی علمی کاملاً تجربی می نماید که از فلسفه، که دانش عقلی و برهانی است، جدا می باشد. اما یک تحلیل روش شناختی حکایت از این دارد که روان شناسی آن چنان به فلسفه نزدیک است که نمی توان روان شناس صاحب نامی را عنوان کرد که، صرف نظر از نگرش مثبت و یا منفی او به فلسفه، معتقد به نوعی فلسفه و نظریه فلسفی نباشد، و همچنین مکتبی روان شناختی پیدا نمی شود که چند اصل از اصول فلسفی را پیش فرض خود قرار نداده باشد. از این رو، آیا روان شناسان بکلی از فلسفه بی نیازند یا این که با وجود جدا شدن این دو از یکدیگر، پیوند میان آن دو هنوز برقرار است؟ آنچه در این نوشتار مدّ نظر است، گذر اجمالی به عوامل مؤثر بر تشکیل روان شناسی علمی و رابطه آن با فلسفه می باشد.                  تاریخ روان شناسیتاریخ روان شناسی را می توان به دو دوره اصلی تقسیم کرد: دوره اول از زمان فلسفه یونان باستان تا پایان قرون وسطی یعنی در یک فاصله زمانی بیش از دو هزار سال که طی آن موضوع اصلی روان شناسی را روح و ماهیت روح و تلاش برای شناسایی آن با روش های فلسفی تشکیل می داد، امتداد داشت. این دوره به «عصر روان شناسی ما بعد طبیعی[۱] ما قبل علمی[۲]» موسوم است و مکاتب سنّتی و عمدتا فلسفی روان شناختی به جدایی مطلق «نفس» و «بدن» باور داشتند. روان شناسی ما قبل علمی بیش از حد فلسفی بود و مسأله مورد علاقه اش شناسایی حیات ذهنی بشر با روش های فلسفی بود.دوره دوم از عصر دکارت به بعد شروع می شود. دکارت توجهش را از روح به ذهن و فرایندهای ذهنی معطوف ساخت و پس از وی ذهن در کانون توجه قرار گرفت و مجادله بر سر رابطه نفس و بدن با عناوین گوناگون در میان فلاسفه و روان شناسان شدت یافت. اما در اثر واکنش نسبت به فلسفه دکارت، «فلسفه تجربی»[۳] و نظام های وابسته به آن به وجود آمدند و به زودی تحلیل تجربی ذهن جای بررسی عقلانی آن را گرفت و روان شناسی جنبه تجربی یافت.بدین سان، روان شناسی نوین، که در ابتدا بیش از حد فلسفی بود، به تدریج از فلسفه فاصله گرفت و جنبه علمی تری یافت. و گرچه در ابتدا، ذهن گرایی مکتب حاکم بر تفکرات روان شناختی بود و روان شناسان انسان را ترکیبی از بدن و ذهن در نظر می گرفتند و هشیاری را معادل ذهن دانسته، روان شناسی را علم مطالعه هشیاری و ذهن تعریف می نمودند، اما تحت تأثیر جوّ علمی حاکم بر قرن نوزدهم، مطالعه ذهن و هشیاری، که در کانون و متن روان شناسی قرار داشت، برای مدتی از روان شناسی حذف گردید.در فلسفه اسلامی نیز از قدیم الایام در بخشی تحت عنوان «علم النفس» به مسائل روان شناختی می پرداخته اند. در علم النفس، علاوه بر مباحث فیزیولوژیک و حواس ظاهری، به امور مربوط به بعد انسانی نیز توجه بسیاری شده است که از مباحث بسیار مهم و ضروری بوده و امروزه جایشان درمباحث روان شناسی خالی است.        عوامل مؤثر در شکل گیری روان شناسی علمیاز قریب دو قرن قبل از تشکیل روان شناسی جدید، نظریات علمی تازه ای عرضه شده و اکتشافات و اختراعات عظیمی تحقق یافته بودند که در تکوین اندیشه و جهت گیری علمی و فلسفی دانشمندان و در تغییر و تحولات علوم گوناگون تأثیرات مستقیمی بر جای گذاشتند و نیز بر شکل گیری و نگرش و جهت گیری روان شناسی نیز تأثیر بسزایی داشته اند:نظریه های «تجربه گرایی« «اثبات گرایی» [۴]و «ماده گرایی»[۵] از جمله جریان های فکری عمده ای هستند که بر حرکت روان شناسی علمی تأثیر داشته اند. مکتب «تجربه گرایی» گرایشی مهم نسبت به روان شناسی ایجاد کرد و آغازگر تحولّی ریشه ای در تفکر روان شناختی گردید، به گونه ای که از جمله عوامل مؤثر در جداشدن روان شناسی از فلسفه و استقرار آن به صورت علمی مستقل، به حساب می آید. روان شناسی تحت تأثیر تجربه گرایی به آزمایشگری نزدیک شد و شیوه جدیدی در مطالعات روان شناختی را، که به «حس گرایی» منتهی شد، به همراه داشت. بدین سان، از آن رو که ذهن قابل تجربه حسی و اندازه گیری آزمایشگاهی نیست، باید از مطالعات روان شناسانه حذف و یا حداکثر گفته شود: ذهن چیزی جز همان تراکم تدریجی تجربه های حسی نمی باشدبنا به «فلسفه اثباتی» واقعیت هایی که قابل مشاهده باشند پذیرفته می شوند و متافیزیک انکار می گردد. «اثبات گرایی» مدعی بود هر چه را نتوان به کمک حواس بدان دست یافت غیرقابل شناخت است. در نتیجه، اثبات گرایی تمامی فلسفه مابعدالطبیعه را اساسا رد کرد و موجب تقویت گرایش های ضد «ذهن گرایی» و «درون گرایی» در روان شناسی گردید و زمینه های ایجاد روان شناسی رفتارگرایی امریکایی را فراهم نمود.اعتقاد به فلسفه مکانیستی و ماشین گرایی، تعیین کننده خط مشی حرکت روان شناسی در قرن نوزدهم و پس از آن بوده است؛ این که همه جهان شبیه ماشین است؛ یعنی منظّم و قابل پیش بینی و مشاهده و اندازه گیری می باشد. بنابراین، همه چیز، حتی انسان، را می توان در قالب مفاهیم فیزیک توصیف کرد و در پرتو ویژگی های فیزیکی بررسی نمود.بر این اساس، روان شناسی برای اعلام استقلالش از فلسفه و رسیدن به یک نظام علمی، مجبور بود روش ها، شیوه ها و ابزاری بیابد که در عین تناسب با موضوع روان شناسی، بر معیارهای علم نوین نیز منطبق باشند. بدین روی، روان شناسان در ابتدا با به کار بستن درون نگری، نشان دادند که می توانند از این روش به سود روان شناسی استفاده نمایند. اما با پیشرفت روان شناسی و جهت گیری های تازه آن و شناخته شدن کاستی های درون نگری، عدول از روش درون نگری شروع شد و استفاده از آن محدود گردید و به روش های ملموس تر اعتماد بیش تری پیدا شد.از سوی دیگر، نظریه «تکامل» داروین (Charles Darwin) این نظر را مطرح ساخت که انسان اساسا تفاوتی با حیوان ندارد و این نظریه به تدریج، کل روان شناسی را تحت الشعاع قرار داد و روان شناسی در واقع، به صورت بخشی از مطالعه زیست شناختی موجودات زنده در آمد. منتهی این اعتقاد پیدا شد که انسان را باید به منزله یک «ارگانیزم» مطالعه کرد. این عقیده هم به سهم خود، به بی اهمیت جلوه دادن هشیاری و ذهن کمک نمود و به گفته مک دوگال (Mcdougall) «تکامل» تأثیر بسزایی در تأسیس روان شناسی بدون روح داشته است.(۱۵)بدین سان، آنچه برای ایجاد علم جدید لازم بود، فراهم شد و تنها عینیت بخشیدن به نظریه ها مورد نیاز بود و زمینه این کار با رشد روش آزمایشگاهی، به ویژه در فیزیولوژی (Physiology)  فراهم گردید. بنابراین، هنگامی که فلسفه روش آزمایشگاهی را برای بررسی ذهن هموار می کرد، فیزیولوژی نیز مکانیسم های فیزیولوژیک و زیر بنای پدیده های ذهنی را در آزمایشگاه مورد تحقیق قرار می داد و بدین صورت، از پیوند فلسفه با فیزیولوژی، روان شناسی علمی به دست دانشمندانی همانند وونت در سال ۱۸۷۹ به عنوان رشته ای جدید شکل گرفت.[۶]ویلهام وونت[۷] علاوه بر فلسفه، استاد فیزیولوژی و آشنا به «روش شناسی علمی» نیز بود. وی سرسختانه به رابطه دو جانبه بین فلسفه و روان شناسی اصرار می ورزید و معتقد بود: روان شناسی باید در تماس نزدیک با فلسفه پرورانده شود و به رغم اشتیاقش به آزمایش، عقیده داشت که تنها آن دسته از پدیده های ذهنی را که آمادگی پذیرش مستقیم تأثیر فیزیکی دارند، می توان مورد آزمایش قرار داد و تحقیق در فرایندهای عالی ذهنی مانند تفکر و اراده نیازمند استفاده از روش های دیگر می باشد. اما پس از مدتی نه چندان دور، دیوار بین جسم و ذهن فرو ریخت و روان شناسی در حدود سال ۱۹۳۰ رسما به جرگه علوم تجربی پیوست. فلسفه روانشانسیچيستي ارزش ها بحثي است که دايره و دامنه آن بسيار وسيع است. لفظ ارزش به يک معنا ارزشهاي اخلاقي را در بر مي گيرد و به معناي ديگر شامل ارزش هاي اجتماعي و فرهنگي مي شود که اين مفاهيم خود با يکديگر رابطه دارند. در ابتداي بحث، مناسب است تاريخچه اي از توجه به مفهوم ارزش هاي اخلاقي و چيستي آنها را ارايه نمايم. در دوران مدرن، ارزش هاي اخلاقي به صورت جدي براي اولين بار مورد توجه کانت قرار گرفت.اين که ارزش هاي اخلاقي را چگونه مي توان تفسير و توجيه نمود و هم چنين ارزش هاي اخلاقي چه رابطه اي با دين دارند، در فلسفه کانت مطرح شد. کانت بر اين باور بود که جوهره و ماهيت اصلي دين اخلاقيات است و مفهوم ‘خدا’ پيش فرض اين موضوع است. يعني اگر از قبل، حدود وجودي خداوند تعريف نشود مفهوم اخلاق قابل تعريف نخواهد بود[۱] Metaphysical psychology.[2] Prescientific Psychology.[3] Experientialism.[4] Positivism.[5] Materialism.[6] محمد غروی و همکاران، مکتب های روان شناسی و نقد آن، چاپ سوم، تهران، سمت، ۱۳۷۶، ص ۹۰٫[۷] Wilhalm Wundt

دانلود فایل

تحقیق درباره افت تحصیلی و علل افت تحصیلی دانش آموزان

تحقیق درباره افت تحصیلی و علل افت تحصیلی دانش آموزان

تحقیق-درباره-افت-تحصیلی-و-علل-افت-تحصیلی-دانش-آموزان فهرستعنـــــــوانصفحهمقدمه۱بیان مسئله۲روش شناسیپژوهش۲افت تحصیلی۳علایم عمدهافت تحصیلی۳عوامل مؤثربر افت تحصیلی۴تحلیل دادهها۵رابطه افتتحصیلی با شاخص ها۷جدول۸نتیجه گیری۱۰منابع۱۰ مقدمه :يکي از مشغله هاي اصلي بشريت در تمام دوران، توانا ساختن نسل آينده در اداره امور خويش و سپردن ميراث فرهنگي غنی خود به نسلی اندیشه ورز ،پویا و توانمند بوده است. قسمت اعظم اين وظيفه، در ابتدا توسط خانواده انجام مي شد. همزمان با گسترش جوامع و تقسيم کار اجتماعي و اقتصادي وظيفه تعليم و تربيت به نهاد آموزش و پرورش محول گرديد. اين نهاد به طور رسمي عهده دار اين امر گشت تا بر اساس اصول و اهداف مورد قبول جامعه، توانايي ها و استعدادهاي کودکان و نوجوانان را شناسايي نمايد و به منظور اجتماعي شدن و به عهده گرفتن مسئوليت هاي آتي تعاليم لازم را به آنان بياموزد.کودکان و نوجوانان در دوران تحصيل، نگرش مثبت يا منفي نسبت به خود و محيط پيرامون ،مربیان،و تمامی انگیزه های آموزشی چه مادی چه ذهنی و معنوی واکنش معنا دار میدهند. اين مسأله به مقدار زياد به رفتار آنان که ما مایلیم آنرا تجارب موفق يا ناموفق دانش آموزان در دوران تحصيل بنامیم، بستگي دارد. آنها درخانه، کوچه و خیابان و به ویژه در مدرسه در مسير رشد و بالندگي قرار مي گيرند. در حقيقت در طول بهترين سالهاي عمرخود با عوامل مختلف مؤثر بر تحول شناختي، عاطفي و اجتماعي به کنش متقابل مي پردازند.آنها با پيشرفت در تحصيلات و افزايش ميزان يادگيري علاوه بر رشد علمي به سلامت رواني نيز دست پيدا مي کنند. بر عکس در صورت عدم موفقيت تحصيلي و فشارهاي رواني ناشي از آن، بهداشت رواني شان برهم خورده و بدين گونه خسارتهايي متوجه آنها و جامعه مي شود. به همين دليل بايد به مقوله افت تحصيلي توجه بيشتري نمود تا بتوان با شناخت آن، توانايي ها و شايستگي هاي کودکان و نوجوانان را بارور کرد.   بیان مسئلهیکی از مهمترین مسائل آموزش و پرورش، مسئله افت تحصیلی می باشد که موجب اتلاف بسیاری از منابع مالی و انسانی می گردد. در کشورهای در حال توسعه، به علت عوامل درونی و بیرونی در نظام آموزش و پرورش میزان افت تحصیلی بالاست. عوامل بیرونی مؤثر بر افت تحصیلی، فقر و نابسامانی های ناشی از عوامل اقتصادی، اجتماعی، و تربیتی است که موجب ترک تحصیل و تکرار پایه تحصیلی می گردد. عوامل درونی هم، شامل نحوه تخصیص منابع و مدیریت، و کارآیی مقاطع مختلف آموزشی است که در اینجا به بحث درباره آن می پردازیم.اگرچه آموزش نوعی سرمایه گذاری است که بازدهی اقتصادی – اجتماعی دارد، اما اگر نحوه تخصیص منابع موجب کاهش بازدهی آن گردد، نتیجه چیزی جز اتلاف منابع مالی و انسانی نمی باشد.در پژوهش حاضر که بطور نمونه در مدرسه راهنمایی امام حسین(ع) انجام شده است، برآن خواهیم بود که ضمن پالايش و ارزيابي علل افت تحصیلی دانش آموزان در نمونه مورد مطالعه، به ارائه راهکارهایی در راستای کاهش افت تحصیلی و بهینه سازی نظام آموزشی ارائه دهیم.این پژوهش، که از نوع کاربردی و با رویکرد حل مسئله در مدرسه راهنمایی امام حسین (ع) انجام پذیرفته است، موارد زیر به عنوان مهمترین اهداف پژوهش تعیین گردیده اند:· پالايش و ارزيابي علل افت تحصیلی دانش آموزان· ارائه راهکارهایی در راستای کاهش افت تحصیلی· ارائه الگوهایی در راستای بهینه سازی نظام آموزشیروش شناسی پژوهشجامعه آماري پژوهش حاضر، مدرسه راهنمایی امام حسین (ع) می باشد که بصورت نمونه ۱۰۰ دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری ‘احتمالی طبقه بندی شده’ مورد انتخاب قرار گرفتند و با استفاده از پرسشنامه، اطلاعات مورد نظر محققین، اخذ گردید. همچنین، در اين پژوهش، جهت تعیین میزان روایی پرسشنامه ها، از روش سنجش روایی صوري استفاده گرديده است. براي تعيين پايايي پرسشنامه نیز، از روش آلفاي كرونباخ استفاده شده كه با توجه به ميزان آلفاي كرونباخ بدست آمده، یعنی ۸۷/۰، پایایی پرسشنامه نیز مورد تأیید قرار گرفت.در اين پژوهش جهت تجزيه و تحليل داده ها از دو روش توصيفي و تحلیلی- استنباطي استفاده شده است. آمار توصيفي جهت برآورد فراواني و محاسبه ميانگين ها و جداول توزيع فراواني و نمودارهاي مربوط و از آمار استنباطي جهت پاسخگويي به سؤالات پژوهش استفاده شده است، که تمامی تحلیل ها و محاسبات با استفاده از نرم افزارتحلیل آماری SPSS و تحلیل مکانی G.I.S صورت گرفته است.

دانلود فایل

پاورپوینت نقش اصول و فنون مذاكرات و زبان بدن در ارتباطات

پاورپوینت نقش اصول و فنون مذاكرات و زبان بدن در ارتباطات

پاورپوینت-نقش-اصول-و-فنون-مذاكرات-و-زبان-بدن-در-ارتباطاتمقدمه**يكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد.*موضوع ارتباطات انساني، مطلب جديدي نيست و از هزاران سال قبل، مورد توجه بشر بوده است.*بيش از ۸۰% از اوقات روزانه يک انسان عادي شهر نشين، صرف برقراي ارتباط با ديگران مي شود.*بي گمان، ارتباطات تاثير مستقيمي بر كيفيت كار و زندگي افراد دارد.*الزاما“ كلمات و اطلاعات بيش‌تر، ارتباطات را اثربخش‌تر نمي‌كند.*مهارت برقراري ارتباط موثر در خود را مي‌توان توسعه داد.*براي توسعه خود بايد به اهميت ارتباطات در زندگي واقف باشيم، موانع را بشناسيم، کانال هاي موثر را بدانيم، مخاطب را شناخته و خود را با طول موج آنان يکي کرده، مهارت هاي خود در استفاده از ابزار ارتباطي را تمرين و به کيفيت آنها اضافه كنيم.**از طرفي خواسته يا ناخواسته در فضايي كه آن را سكوت و خاموشي مي ناميم و با زبان بي زباني تنها با آنچه «body language» يا زبان حركات بدن و اجزاي آن خوانده مي شود، مي تواند به خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه شخصي در حالي كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي دهد، قابل قبول نيست. بنابراين به كارگيري اين ۲ زبان در يك جهت و راستا مي تواند به خوبي در بيان هيجانات، عواطف و احساسات به كار رود. اما در ميان دنياي خاموش و بي زباني، زبان هاي گوياي ديگري هم هستند.*مهارت ارتباطی : توانایی برقراری ارتباط به طور مؤثر و کارآمد با دیگران   مؤثر بودن یعنی پیام با احتمال بیشتری به مخاطب انتقال یافته و بنحوی در وی تأثیر گذاشته و عکس العمل او را در پی داشته باشد *75% از اوقات زندگی ما صرف ارتباط می شود و در عصر ارتباطات برنده آن کسی است که بتواند خوب ارتباط برقرار کند . *مهارت ارتباطي خوب به ما کمک مي کند روابط سالم و رضايت بخشي را با ديگران داشته باشيم . *  از طرف ديگر مها رت هاي ارتباطي ضعيف مي تواند به گونه اي باشد که به سوء تفاهمات و احساسات منفي منجر شود.*مهارت برقراری ارتباط یکی از پیش بینی کننده های سلامت است. *در فرهنگ لغات وبستر،Communication، عمل بخشيدن ،انتقال دادن،آگاه ساختن،مکالمه و مراوده داشتن استفاده شده است.*فرهنگ فارسي معين : ربط دادن ، بستن ، بر بستن ، بسان چيزي با چيز ديگر ، بستگي ، پيوند، پيوستگي و رابطه* فرهنگ آريانپور براي Communication : ارتباط،خطوط و وسايل ارتباطي،مبادله ،اطلاعيه،نقل و انتقال،مراوده،اخبار،مکاتبه،سرايت،راه ،ابلاغ*** برخي نكات اصلي اين فرآيند عبارتند از  :*1 ـ  ارتباط ،  عبارت از انتقال و اشتراك معاني است .  معاني ،  ممكن است عقايد ،  تصويرها يا انديشه هايي باشند كه به صورت سمبول  ( مثلاً نوشتاري ،  گفتاري ،  موسيقي ،  لباس ،  دود ،  هنر و  ……..  ) بيان مي شوند .* 2 ـ سمبولهاي مورد استفاده ،  به خودي خود داراي معني نيستند .  واژه ها يا همه سمبولهايي كه ما براي انتقال پيامهايمان استفاده مي كنيم ،  بخودي خود داراي معني نيستند ، اين مردمي كه از آنها استفاده مي كنند هستند كه به آنها معني مي دهند*۳ ـ  ارتباط بدون درك ممكن نيست .  اين يك نكته كليدي ديگر در فرآيند است .  درك عبارت است از فرآيند ايجاد تاثير از چيز ( يك فرد ،  يك واقعه يا هر محركي كه بر هشياري ما مؤثر است ) و سپس قضاوت در مورد آن .  مشاهدات و قضاوتهاي ما تحت تاثير حواس پنجگانه ما هستند .  ( بينايي ،  شنوايي ،  لامسه ،  بويايي و چشايي )*

دانلود فایل